یادداشت های شخصی
1389/05/3 :: نویسنده : fardaad

 

بنام یکتا آفریدگار هستی

 

اینکه خداوند مکرر توسط رسولان و کتب و ادیان و آیین ها

به انسانهای اولین تا به آخرین فرموده است

برای رسیدن به کمال انسانی و تکامل حقیقی می باید آزاد شد

و بعد در مسیر کامل شدن قرار گرفت و پیش رفت

این آزادی مقصود چه نوع آزادی است ؟

مسلما آزادی بدن نیست پس روح است

و روح نیز به تنهایی نمود فعلی ندارد مگر توسط جسم

در جسم هم ظاهرا چنین آزادی به تنهایی نمی تواند آن شرایط خاص

سالک طریق کمال را تامین نماید

پس در نتیجه چیزی که از خواستگاه جسم

اما در ماوراء جسم موءثر است

میتواند مقصود پروردگار از آزادی باشد

و آن اندیشه است

که از جایی که به نام مغز در بدن آدم

که مسوءلیت مدیریت کارکرد هر یک از اندام و اجزای آن

حتی ریزترین سلولهایش را به عهده دارد

تا ارتباط جسم با روح آدم را فرمانروایی می کند

این مسوءلیت را هم دارد که مفاسد و مصالح رشد

روحی و حقیقی وجود انسان را هم بنمایاند

با کسب دانش که با تجربیات خود یا دیگران شکل گرفته و

در محلی در خود نگهداری و بایگانی میکند

تا بتواند در موارد مشابه و مواقع پیش آمده در جهت

حفظ جسم و روح از مضرات و یا جلب فواید برای

پشبرد جسم و روح تا حد امکان بهره ببرد که البته همه

تصمیم گیری و تحرکات و اعمال تکوینا در وجود آدمی

نهادینه شده که هنر خالق متعال است برای رساندن بشر

به جایگاهی که باید برسد اما موضوع سخن ازادی است

و مقصود را جستجو می کردیم که آزادی چه چیز مقصود

و مراد خداوندگار است ؟؟ پس با این مقدمات متوجه شدیم

آزادی اندیشه و تفکر است ... با یک تعریف ساده از اندیشه

و فکر باید اینگونه گفت که اندیشه در واقع همان معلوم

نمودن مجهولات است که در آینده و در مواردش بتوان

از آن معلومات که به فارسی دانش گویند در جهت مصالح و

دفع مفاسد استفاده کرد مغز آدم بایگانی و رشد و نمو می دهد

و به روح می رساند که جنبه حقیقی بشر است خب پس

آزادی چه چیز مشخص شد اما چگونه این فعالیت مغزی

گرفتار می شود تا بتوان آزادش نمود و اصلا ممکن است

که این حرکت از معلوم بسوی مجهول یا بالعکس به اسارت بیفتد

تا در پی آزادی اش باشیم که از لوازم تکامل انسانی است این آزاد بودن ؟

پاسخ مثبت است یعنی گرفتار شدن یک حرکت امکان پذیر است

با آفاتی که گاهی حتی مجهولات را معلوم نتیجه گیری

می کند و متاسفانه بایگانی هم می کند و بعدها در مشکلاتش

نیز متحمل خسارات هم می شود و حتی ممکن است در

روح اثرش را بگذارد و بصورت یک اعتقاد و آیین هم تثبیت کند

و اصلا همین موجب گمراهی بندگان خدا از مسیر خدا

میشده است و راز ارسال رسل و انزال کتب هم همین

بوده چرا که همواره آدمی در خطرات اشتباهاتی که

خود نمی داند گرفتار بوده و هست و همه ابتدا از

گرفتاری اندیشه ایجاد میشده و می شود اندیشه توسط

آفاتی دچار اشتباهاتی می گردد که در فرهنگ دینی

به گناهان تعبیر شده آفاتی که ناشی از امیال طبیعی بدنی

غالبا بوجود می اید که بنام هواهای نفسانی نام برده می شود

هواها در حقیقت آفات اندیشه درست اند برای اینکه بتوانند

تیجه دلخواه خود را بدست آورند در مسیر اندیشه ایجاد انحراف

میکنند تا فکر بدرستی نتواند نتیجه بگیرد و نتیجه فاسد از

اندیشه ناقص و آفت زده در مغز و نهایتا در روح و جان

رخنه کرده و موجبات هلاکت بنده خدا را در پی خواهد آورد ...

پس آزادی در اندیشه مقصود پروردگار است آزادی از

هواها و انحرافاتی که توسط امیال باعث خرابی و اخلال

در حرکت فکر بسوی واقع و حقیقت است ...

این امیال از چه ناشی میشود و چگونه باید مرتفع شوند بحث دیگر است

اما در این مقال بحث آزادی و جایگاه آن مورد باز نگری شد

تا با تکرار مکررات بیشتر به این مهم اهمیت دهیم...

البته مطلب با این چند جمله تمام نمیشود و

تنها اشاره ای است که امیدوارم با

نظرات دوستان به نتایج عملی تری برسم .....





نوع مطلب : یادداشتهای من، اخلاق، عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : fardaad
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات