یادداشت های شخصی
1389/05/3 :: نویسنده : fardaad

راه خدا با اسارت سازگاری ندارد

هر چیزی که آدم را اسیر کند

غیر از قطع طریق الی الله حالا

اسارت دنی باشد مثل تمتعات دنیا

یا بظاهر عالی باشد مثل اسیر

معنا شدن و اسارت در عالم و قفس معانی

و آن قوانین مربوط به آن

ولی راه خدا در حریت و آزادی وصول

و قطع مسیر می شود ولاغیر

البته وصول به آن بسیار بسیار

سخت است ولی حقیقت است

چون کسی که بگوید ای خدا به سویت

آمدم اگر اسیر بند باشد نمیتواند

و اگر بگوید دروغ گفته

بندها چند نوع است و قفس ها

انواع دارند و عالی آن هم گاهی

معنویات اند که بند میشود

ولی البته اهل طریق این بندها را

پاره کرده اند و واصل شده اند

حالا چقدر وصول برای آنها

حاصل شده والله اعلم

البته اگر کسی در بند معنویات باشد

معنایش این نیست که آخرت

جهنمی ست خیر

عذاب هر طایفه فرق می کند عذاب

انسانهای بالا به فراق است

که در دعای کمیل فرمود

جهنم تو تحملش آسان تر است از فراق تو ......

پس هدف از مومن شدن بخدا و

هدف از کمالی که خدا مقرر فرمود

آزادی از تمام بندهاست

و فقط دربند خدا گرفتار شدن است که

البته آن را نمیشود گرفتاری نام برد

بلکه آن نهایت آزادگی ست .

هدف مست شدن نیست هدف

آزادی از هر مستی ست

هدف معنویت و سیر در عالم معانی

و لذت از آن نیست

بلکه معنویات هم وسیله و مستی آن

هم اثر آن است و لذت بردن مزد کارگری آن است

ولی ماندن در آن معصیت بزرگ و

انس با آن گناه و توکل به غیر خداست

و اعتماد به غیر خدا یعنی غیر خدا

را مسبب دانستن است حتی معنا

چون معنا را هم خدا آفریده .

آیا غرق شدن در مسیر هائی که

جزء طریق الی الله هستند درست است یا نه

ظاهرا باید درست نباشد به دلیل

روایت خیرالامور اوسطها

و اما وسط کجاست خود خدا معین می کند

و کرده که اوسط امور کدام است

فرض کنیم مثلا محبت و مهربانی و دوست

داشتن و عاطفه بخرج دادن

که از مسیر وصول الی الله است و

جزء جاده های آن است

و جزء لوازم وصول هم هست و

جزء وسائل هم هست

{که البته جاده بودن یا لازم بودن یا وسیله بودن

و یا به درجه لوازم یا به درجه جاده بودن می رسد }

هر یک بسته به درجه محبت

یا مهربانی یا ... است

هر چه درجه آن بالاتر وسیله بودن آن بیشتر

آنقدر در آن فرو رویم که به دشمن خدا هم بخواهیم

با اعطای جوائز یا به قاتلی که کافر

هم هست و قصد فساد و قتل مسلمین دارد

و خرابی دنیای مسلمانان را دارد

از باب مهربانی لطف کنیم

و عاطفه را تا این اندازه پیش ببریم

مسلما مقصود را ضایع کرده ایم

پس اوسط آن مراد است

و قس علی هذا در تمام لوازم مثل

وفا و علم و عشق و عقل و

هر آنچه که می شود جزء لوازم وصول

یا وسیله وصول یا جاده وصول برشمرد

غرقه شدن در آن و پرداختن به آن هم

برخلاف مقصود و غرض است

و باید فقط به اندازه جاده بودن یا وسیله

یا لوازم بودن به آن پرداخت

که البته اوسط آن را می شود از

طریقه عمل کرد پیغمبران یا پیغمبراسلام

یا امامان فهمید

که واقعا اگر ایشان نمی بودند بشر چه می کرد ؟

حقیقتا هر چه پیش میرویم بیشتر

به ائمه احساس نیاز می کنیم

ولی حیف که بشر هم قاتل خود است

هم قاتل انبیاء و رسل و

هم قاتل جانشینان ایشان و مکذب ایشان است

الی یوم القیامه الا شذ و ندر

که مورد لطف خدا و هدایت او هستند

ان شاء الله ما هم جزء آنها بشویم

اللهم ارزقنا . ...





نوع مطلب : یادداشتهای من، اخلاق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : fardaad
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات