تبلیغات
یادداشت های شخصی - بازهم ائتلاف برضدانقلاب مردمی
یادداشت های شخصی
عربستان در بسیاری از حوادث و ناآرامی‌های منطقه از جمله عراق و سوریه دست دارد از آنجایی که عربستان در عراق و سوریه خود را بازنده دید، اکنون نمی‌تواند شاهد تحولاتی باشد که به نفعش نیست و پر واضح است که این کشور پذیرای یمن که از عربستان حرف شنوی ندارد، نیست، چرا که خود را داعیه دار جهان عرب می‌داند.عربستان کشوری غیر دموکراتیک و وابسته به غرب است که از بدو تشکیل، مردم هیچ نقشی در آن نداشتند و از آنجایی که این کشور خود را وابسته به حمایت‌های غرب می‌داند و درآمدهای سرشاری از فروش نفت دارد، تحمل چنین اتفاقاتی را در کنار مرز‌های کشور خود ندارد.حمله به یمن خلاف قوانین و قواعد بین‌المللی است و هیچ کشوری حتی اگر تمام دنیا را با خود همراه کند، نمی‌تواند تجاوز و عملیات نظامی خود به یمن را توجیه کندموازی با مساله هسته‌ای ایران و 5+1، عربستان به دنبال جلوگیری از گسترش ایران در منطقه و  صدمه‌زدن به منافع کشورمان است. در هفته‌های گذشته، "ملک سلمان"  پادشاه عربستان، میزبان "اردوغان" رئیس جمهور ترکیه،"السیسی" رئیس جمهور مصر،"ملک عبدالله دوم" پادشاه اردن و "نواز شریف" نخست وزیر پاکستان بوده و اکثر کارشناسان معتقدند، محور اصلی این دیدارها، نحوه برخورد با گسترش قدرت ایران در منطقه و شکل‌گیری ائتلافی به اصطلاح ضد ایرانی هست.عربستان، کشورهای ترکیه، مصر، اردن و پاکستان را دور و بر خودش جمع کرده تا به ایران ضربه بزند یا جلوی نفوذ ایران را بگیرد، این پکیج را عربستان برای حل مشکلات خودش گرد آورده که خوب حق دارد برای مصالحش هر سیاستی بخواهد اتخاذ کند.نتانیاهو با توجه به انتخابات پارلمانی رژیم‌صهیونیستی، سنگ اندازی‌های خود در رابطه با مذاکرات را با هیاهو انجام می‌داد و عربستان با دیپلماسی خاموش و بی سر و صدا به مانع‌تراشی‌ها ادامه داده و گفته می‌شود،  فشارها و جنجال‌های عربستان دلیل تعویق مذاکرات ایران و5+1 در طول ماه‌های گذشته بوده است.قدرت ایران در منطقه قطعا برای کسانی که در چارچوب سیاست‌های آمریکا حرکت می‌کنند، چالش زا می‌باشد. ما یک کشور انقلابی و ضد اسرائیلی هستیم و حرکت‌های ما بخودی خود باعث بیداری و تحریک ملت‌ها می‌شود. این مسئله را برخی کشورها دوست ندارند. غرب هم  مجبور شده با ما مسائلش را به جائی برساند، زیرا هرچه توطئه کرده به در بسته خورده و خودشان ضرر کرده اند. این پیروزی ما و ناراحتی متحدان آمریکاست. طبیعی هم است چون آنها هم باید با ایران کنار بیایند. خودشان می‌دانند ما ضربه‌ای به آنها نمی‌زنیم.  سیاست خارجی ما سیاست جنگ و دعوا و ضربه به همسایگان و کشورهای  اسلامی و عربی نیست. سیاست خفه کردن اسرائیل را دنبال می‌کنیم. اسرائیل هم برخی طرفها را تحریک می‌کند تا ما را دچار مشکل کند. اگر دوستان عرب و همسایه ما متوجه توطئه اسرائیل باشند آن‌گاه ایران را بیشتر درک خواهند کرد. اگر ریشه اسرائیل خشکانده شود بخودی خود روابط ما با همسایگان خوب می‌شود.ولی اسرائیل هنوز به‌واسطه حمایت‌های آمریکا نفس می‌کشد و توطئه می‌کند. ما کار هسته‌ای را پیش می‌بریم و از پرونده ضد اسرائیلی هم یک قدم عقب ننشسته‌ایم. این موضوع مهمی برای ما و چیز خطرناکی برای اسرائیل است. وقتی قدرت ایران رسما در منطقه توسط آمریکا به‌رسمیت شناخته شود، بقیه کشورها هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند و باید مثل آمریکا این قدرت را بپذیرند. البته قدرت ما برای ضربه به کشورهای همسایه نیست، صرفا برای جلوگیری از مداخلات بی‌ثبات ساز خارجی و پایانی بر توطئه‌های اسرائیل است. قدرت و تکنولوژی ما برای ملت ها و دولت‌های عربی و اسلامی است، زیرا ما می‌توانیم وحدت امت اسلامی را دنبال کنیم.وصول توافق هسته‌ای به‌معنای پایان ائتلاف های ضد ایرانی هم خواهد بود. البته نه به این‌دلیل که آمریکا حسن نیت دارد یا می‌خواهد که ائتلاف‌های ضد ایرانی تمام شود. نه به این‌دلیل که آمریکا و متحدانش توان هزینه کردن در مقابل قدرت ایران را دیگر ندارند.  زمانی که ما سیم خاردار در جنگ نداشتیم، توانستیم جلوی حامیان صدام بایستیم، اینک ما یک قدرت بزرگ منطقه‌ای هستیم که کسی توان مقابله با ما را نخواهد داشت و لذا کشورهای منطقه‌ای ، باید در یک چارچوب و سیاست برد – برد با ایران کار کنند. ما هم، پیرو چنین سیاستی هستیم و بدنبال بازی با حاصل جمع صفر نیستیم.  به کشورهای منطقه حق می‌دهیم که مصالح خود را دنبال کنند ولی آنها هم باید منافع ما را محترم بشمارند.به ترکیه حق می‌دهیم که سیاست‌های منطقه ای خود را دنبال کند ولی به این کشور گفته‌ایم کاری نکند که به نفع اسرائیل تمام شود. به اردن توصیه کرده ایم که مراقب رفتارش در عراق و سوریه باشد، زیرا در نهایت داعش، اردنی‌ها را در امان ذبح خواهد کرد.  در منطقه صرفا ما استقلال داریم و کار خودمان را می کنیم و یکی ازکارهای ما هم توافق با غرب است. آنهابه ما مطمئن هستند.غربی‌ها، فتوای حضرت آقا درخصوص حرمت سلاح هسته ای و تولید آن را می دانند. آن‌ها معنای فتوا را بعد از فتوای آیت الله سیستانی علیه داعش هم بیشتر درک کردند. از ما خاطر جمع هستند. دوستانشان هم در منطقه بدون اجازه آمریکائی ها آب نمی خورند و لذا می‌ماند اسرائیل. اسرائیل هم زیر چتر امنیتی آمریکا قرار دارد و اقدام  سنگینی را مرتکب نمی‌شود. لذا در دوران اوباما، آمریکائی‌ها می‌خواهند در همین سطح کار را دنبال کنند و اقدامات سنگینی را شاهد نباشند. معلوم نیست این روند در زمان جمهوری خواهان تداوم یابد. چون آنها صاحبان کارخانجات نظامی و تسلیحاتی هستند و از جنگ بدشان نمی آید که منافعی برایشان دارد. این جنگ لزوما بمعنای جنگ با ایران نیست، بلکه ایجاد فتنه و آتش بازی در منطقه است که ابزار آن هم تروریست های داعش و النصره و... هستند.
     جهت‌گیری و رفتار سیاست خارجی ایران بستگی به نگرش ایران نسبت به قدرت‌های بزرگ دارد که بیگانه‌ستیزی، ظهور گفتمان غرب‌زدگی و همچنین جدال و تعارض با آمریکا است که همه این موضوعات در سیاست خارجی ایران تأثیرگذار است در دوران‌های گذشته آمریکا در نظام بین‌الملل رویکرد موازنه‌گرا داشته و روابط دو کشور همکاری‌جویانه بوده و آمریکا نسبت به ملی شدن صنعت نفت ایران دوستانه رفتار کرده و سیاست انگلیس نسبت به ایران را مورد انتقاد قرار داده است. 1-پشتیبانی از حقوق حقه ایران به منظور شکستن انحصار نفتی انگلستان (!) ۲ـ میانجیگری دوستانه در حلّ اختلاف ایران و انگلستان، ۳ـ همسویی با انگلستان و شرکت در براندازی حکومت ملّی.در روابط بین ایران و آمریکا قبل از پیروزی انقلاب ماهیت دوستانه وجود داشته اما این رابطه به طوری نبوده که بعد از انقلاب هم بتوانند روابط‌شان را تداوم بخشند.عد از به وجود آمدن سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نقش سیاسی امنیتی و اقتصادی آمریکا برای محدودیت‌سازی ایران سازماندهی شد، زیرا با ایدئولوژی و قالب‌های فرهنگی انقلاب اسلامی خصومت داشت و با مواضع امام خمینی (ره) در تعارض بودند و همین طور ایران با قالب‌های رسالت‌گرایی، قوم مداری و موعودگرایی امریکا در تعارض بود که این در سیاست خارجی امریکا تأثیرگذار است.پس از پیروزی انقلاب اسلامی نگرش دوگانه‌ای نسبت به سیاست خارجی ایران به وجود آمد که برخی از امریکایی‌ها معتقد هستند که باید از الگوهای محدود کننده و روش‌هایی که بتواند ابتکار عمل ایران را در فضای منطقه کاهش دهد، استفاده کرد.این‌ها مجموعه‌های پهلوی‌گرا بودند که در سیاست خارجی آمریکا وجود داشتند و برخی از جمهوری‌خواهان آمریکایی به خاطر پیوندهای اقتصادی با زمام‌داران و شرکت‌های چندملیتی آمریکا با تلاش همه‌جانبه‌ای به مقابله با نظام سیاسی ایران پرداختند و همین طور دیپلمات‌های آمریکایی هم در قالب رقابت سازمان یافته بر ایران فشار می‌آوردند و همچنین مجلس سنای نمایندگان آمریکا رفتارهای متفاوتی نسبت به ایران داشتند.در مجموع تمام گروه‌های آمریکایی بر تداوم فشارهای دیپلماتیک علیه ایران تأکید داشتند. ایران هم در این موقع تلاش‌های بسیاری انجام داد تا فشارهای امنیتی امریکا را کاهش دهد.گروه‌های لیبرال: بر حداکثرسازی همکاری‌های متقابل تأکید داشتند.گروه‌های رادیکال: استفاده از روش‌های متقابل و واکنشی را امری اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند.در سال 1979 کارتر برای متعادل‌سازی روابط ایران و آمریکا را این گونه تبیین کرد: آن‌ها نمی‌خواهند بر موقعیت داخلی ایران دخالت کنند و دیگران هم چه مستقیم و چه غیرمستقیم نباید دخالت کنند و اگر دخالت کنند، عواقب خطرناکی برایشان پیش می‌آید.آمریکا با شناسایی دوفاکتو و عملی انقلاب اسلامی ایران بیان چنین رویکردی بود اما با انتشار بیانه‌ای توسط سناتور جاستین در محکومیت مواضع سیاسی و انقلاب اسلامی ایران باعث به وجود آمدن واکنش‌هایی از طرف گروه‌های رادیکال شد و بحران‌های امنیتی ایران در کردستان، ترکمن صحرا و بلوچستان باعث بوجود آمدن باورهای بیگانه ستیزی و توطئه پنداری نسبت به بین‌الملل شد.تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام انجام شد این در حالی بود که محمدرضا پهلوی در خارج از کشور برای معالجات پزشکی رفته بود و تسخیر سفارت آمریکا دارای پشتوانه‌های حکومتی بود و نخست وزیر بازرگان استعفا کرد و موج‌های ضد آمریکایی گسترده‌ای بوجود آمد که امام خمینی آن را انقلاب دوم مردم ایران دانستند و انقلاب دوم در حوزه سیاست خارجی بود که می‌توان این پیروزی دوم را هم به خاطر نگرش استعمارستیزی امام خمینی و بدبینی ایشان نسبت به فعالیت‌های قدرت‌های بزرگ دانست که گفتمان جدیدی در سیاست خارجی ایران که ضد آمریکایی و مقابله با پایگاه‌های فکری، دیپلماتیک و راهبردی آنان بود. گروه‌های مارکسیستی می‌خواستند به امور داخلی ایران دخالت کنند و با شدت گرفتن بحران‌های سیاسی و امنیتی ایران با واکنش مشابهی از طرف گروه‌های رادیکال با جهت‌گیری اسلامی بوجود آمد. بحران اول گروگان‌گیری اسفند 1357 بود و بحران دوم آبان 1358 که 444 روز به طول انجامید که از عملیات پنجه عقاب برای آزادسازی گروگان‌ها استفاده کرد که به جایی نرسید و نیروهای دلتا نتوانستند به اهداف خود برسند و فقط باعث کشته شدن 8 نفر از نیروهای آمریکایی شد و مقداری از تجهیزات خود را در صحرای طبس بجا گذاشتند که این شکست باعث شد از اعتبار عملیاتی و راهبردی آمریکا بکاهد و اگر کشورها با شکست تاکتیکی روبرو شوند از اعتبار خودشان در سطح بین‌الملل کاسته‌اند البته انگیزه ایران افزایش یافت و این ناتوانی آنها را برای متوقف سازی ایران نشان داد و هر قدر سیاسست خارجی ایران از الگوهای رادیکال‌تری استفاده می‌کرد به همان اندازه از اعتبار و اقتدار بیشتری در منطقه و بین‌الملل بدست می آورد.تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیامدهای متفاوتی برای ایران بوجود آورد: -زمینه‌های لازم برای افزایش رادیکالیزم سیاسی فراهم شد - باعث ظهور و گسترش اسلام سیاسی شد - زمینه‌های لازم را برای اقدامات غیرمستقیم علیه ایران بوجود آورد که جنگ عراق علیه ایران را شامل میَ شود آمریکا و روسیه (شوروی سابق) در هنگام شروع جنگ منطقه‌ای ایران و عراق بی‌طرفی خود را اعلام کردند؛ سیاست بی‌طرفی آمریکا و روسیه با مبنای رفتاری و اعتقادی ایران همخوانی  نداشت و با طرح اجرایی سازی سیاست نه شرقی نه غربی در حوزه روابط بین‌الملل با واکنش قدرت‌های بزرگ روبرو شدند. حمایت آمریکا از عراق در جنگ تحمیلی باعث رادیکالیزه شدن سیاست خارجی می‌شد و هرقدر آمریکا فشارها و محدودیت‌های خود را علیه ایران افزایش می‌داد واکنش ایران در برابر قدرت‌های بزرگ هم افزایش می‌یافت. بی طرفی در جنگ شرایطی دارد که آمریکا نداشت که باید برخورد مساوی با دو کشور داشته باشد و دولت بی طرف از جنگ صدمه نبیند و مانع گسترش جنگ شود اما آمریکا در این جنگ آشکارا از عراق حمایت می‌کرد و آمریکایی‌ها میگفتند منافع امنیتی آمریکا در خلیج فارس است و اگر ایران پیروز شود با آن مغایرت دارد. امریکا از عراق هم حمایت‌های دیپلماتیک و اقتصادی می‌کرد و هم به محدودسازی راهبردی علیه ایران انجام می‌داد سیاست آمریکا در قالب این طرفداری حمایت از دشمن دشمن بود. و همینطور کشورهای رادیکال و محافظه کار عرب منطقه سیاست‌های مشترکی برای حمایت از عراق داشتند آنها از الگوهای مستقیم و غیرمسقتیم برای محدودسازی ایران استفاده می‌کردند. آمریکا بخاطر خطری که جنگ برای نفت منطقه و همچنین تهدیدات اولیه ایران به بستن تنگه هرمز (در مقابل به مثل با عرب‌ها)  و کمک‌های غرب به عراق بود واکنش نشان داد. آمریکا در عربستان و خلیج فارس نیرو مستقر کرد و به همین دلیل آمریکا هرگونه بی طرفی را کنار گذاشت و تجهیزات پیشرفته به عراق و عربستان و دیگر کشورهای منطقه به فروش رساند و وزنه قدرت عراق  در مقابل ایران را افزایش داد و همینطور آمریکا در1981 میلادی نیروهای فرماندهی مرکزی را بوجود آورد و در خلیج فارس برای کنترل فعالیت‌های ایران سازماندهی کرد. سیاست خارجی آمریکا نسبت به بی‌طرفی مغایرت داشت زیرا در سال 1982 عراق را از لیست کشورهای تروریست خارج کرد و آنها می‌توانستند تجهیزات و تکنولوژی دومنظوره آمریکا را برای اهداف نظامی و غیرنظامی استفاده کنند همچنین در سال 1984 دستورالعمل‌هایی دادند که تجهیزات نظامیشان برای تقویت قدرت هوایی عراق به آن کشور اعطا شود.نگرانی عربستان و مصر، ناشی ازسه ضرورت عمده برای آن کشورها است: نخست، ضرورت ایجاد دوباره وحدت ملی، از طریق درگیری نظامی با حمله به یمن. دوم، ضرورت ایجاد هارمونی در سیاست خارجی بحرانی عربستان با اقدامات ناهماهنگ وضد ونقیض ازطریق قدرت نمایی بحران آفرین؛ و سوم ضرورت رفع نگرانی های امنیتی داخلی ازطریق امنیت زدایی منطقه‌ای.اعراب بهتر است راه‌های منطقی تری برای رفع این نگرانی ها بکارگیرند؛ راه‌هایی که لزوما ازدهانه توپ وپروازهواپیماهای جنگی نمی‌گذرد.در گرماگرم حملات و تجاوزات جنگنده‌های عربستان و هم‌پیمانانش به "یمن"، "ترکیه" همسایه شرقی نجیب خود (جمهوری اسلامی ایران) را از اظهاراتش بی نصیب نگذاشت و اتهاماتی را مطرح کرد که دور از واقعیت بود. "ترکیه" اخیراً علاوه بر حمایت از تجاوز ائتلاف عربستان، ایران را به تلاش برای تسلط بر منطقه متهم کرد. "رجب طیب اردوغان" مسئول ارشد دولتی ترکیه هم در اظهارات قابل تأمل عنوان داشت: رفتار ایران، عربستان و ترکیه و کشور‌های عرب خلیج فارس را آزار می‌دهد.در پاسخ باید گفت: شما که قصد حمایت لجستیکی از عربستان را دارید و در "سوریه" هم 4 سال تمام آموزش شورشیان را در مرزهای خود انجام دادید و واسطه‌ی انتقال صدها تن سلاح و تجهیزات شورشیان بودید و قصد سرنگونی دولت قانونی "بشار اسد" و قصد به هرج و مرج کشاندن "عراق" را داشتید و با نقش آفرینی "هاکان فیدان" به دنبال ضربه زدن به ملت‌های منطقه را داشتید، قصد تسلط بر منطقه را دارید یا جمهوری اسلامی ایران که همواره حامی مظلوم استکته‌ی دیگری که باید "اردوغان" در نظر داشته باشد این است که آیا "ترکیه" که رویای (توهم) ایجاد "امپراتوری عثمانی" در منطقه را دارد و تظاهرات مسالمت آمیز میدان "تقسیم استانبول" در سال 2012 را به شدت سرکوب می‌کند و از تروریست‌های تکفیری حمایت های لجستیکی و تسلیحاتی می‌کند رفتارش آزاردهنده است یا جمهوری اسلامی ایران که همواره بر مردم محوری و حمایت از ملل مسلمان تأکید دارد؟مطلب دیگری که مطرح است و باید "رجب طیب اردوغان" بداند اینکه آیا تبدیل شدن به پایگاه نظامی آمریکا درمنطقه ( پایگاه نظامی "اینجرلیک") آزاردهنده است یا رفتار صبورانه جمهوری اسلامی با همسایگانش؟ هر چند ترکیه به دلیل مناسبتهای اقتصادی و برخی ملاحظات با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و خصوصاً عربستان همکاری می‌کند اما دنباله روی از عربستان به عنوان مأمور اجرایی آمریکا عاقبت تأسف باری به همراه دارد.ترکیه با دنباله روی از آمریکا عظمت نمی‌یابدآمریکا با حمایت از برخی کشورهای منطقه از جمله عربستان و ترکیه به دنبال پیگیری اهداف خود بوده و اقدام عربستان در یمن و دنباله روی ترکیه از عربستان نشان از تلاش ایالات متحده برای دست یافتن به اهداف خود در یمن و خصوصاً در موضوع جبهه مقاومت یمن ( انصارالله) است.مردم یمن اجازه دخالت بیگانگان در مسائل داخلی کشورشان را به آمریکا و ارتجاع عرب نمی‌دهدامروز امواج بیداری اسلامی فراگیر شده است و استکبار جهانی از طریق اقدامات خشونت‌آمیز، متوسل شدن به جنایت و تروریسم، اشغال کشورها، جنگ و خونریزی، کودتا و امثال آن قادر نیست برای درازمدت جلوی خواست مردم را بگیردرفتار "ترکیه" در "سوریه" و "عراق" و حمایت ناآگاهانه از عربستان در مسئله "یمن" نشان از تسلط بر منطقه دارد و آزاردهنده است یا سیاست‌های اصولی جمهوری اسلامی ایران؟ اکنون کدام کشور در "یمن" دخالت نظامی می‌کند؟ "عربستان" و "ترکیه یا "جمهوری اسلامی ایران"  و کدام کشور با جنگنده‌هایش حضوری مستمر در آسمان یمن دارد که سخن در این زمینه بسیار است. ایران هیچ گاه به دنبال تسلط بر منطقه نیست.افکار عمومی جهانیان می‌دانند که پدیده‌های همچون جبهه النصره و داعش و القاعده و سایر گروه‌های تروریستی منطقه مولود سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و هم‌پیمانان کاخ سفید هستند که با مأموریت بدنام کردن اسلام عزیز و مانع‌تراشی درراه روی آوردن مردم به اسلام ناب و اسلام‌هراسی و نیز تضعیف مقاومت منطقه به وجود آمده‌اند. پیروزی غزه نشان داد که مقاومت زنده، پویا و پرقدرت است و از اینگونه موانع مصنوعی عبور می‌کند. دوران حضور بعثی‌های وابسته به رژیم منفور گذشته عراق و جنایتکاران طرفدار صدام معدوم سپری شده است و مردم عراق اجازه قدرت‌گیری مجدد آن‌ها را نخواهند داد؛ زیرا به تلخی هم‌پیمانی داعش و بعث فرا روی مردم این کشور می‌باشد. مردم بیدار و مقاوم سوریه و عراق باید به دشمنان خود به‌خصوص به آمریکایی‌ها تفهیم کنند که به کاخ سفید اجازه نمی‌دهند با دروغ و فریب‌کاری دست به ایجاد قطب‌بندی‌های جدید در کشور خود بزنند. مردم عراق شامل مذاهب و فرقه و گروه‌ها و اقشار اعم از شیعه و سنی و کرد و ترکمن و سایرین با همه وجود طعم تلخ دخالت‌های آمریکا و انگلیس در کشورشان را در ذائقه دارند و باقی‌مانده‌های آمریکایی‌ها را از کشورشان بیرون خواهند کرد. انقلابیون یمنی مطالباتی همچون برکناری حاکم مستبد، مبارزه با فساد و پاکسازی کشور از گروه‌های تروریستی که توسط عربستان و امارات پشتیبانی می‌شدند را داشته‌اند.  قریب به یک هفته از تجاوز عربستان سعودی به "یمن" می‌گذرد و این کشور با هدف ایجاد یک حکومت دست نشانده و نابودی زیرساخت‌های "یمن" مبادرت به اقدام نظام نموده است.آن‌ها ادعا دارند که مطالبه‌ شصت ساله خود را در سیطره بر "یمن" انجام می‌دهند و یمن به علت موقعیت استراتژیک و سوق الجیشی و بهره برداری خاص آن برای "عربستان" و بقایای حاکمیتی "منصورهادی" در عدن حائز اهمیت است.نیروهای نظامی عربستان در صورتی که با سلاح‌های پیشرفته غربی تجهیز نشوند یک بستر مقابله برابر را برای ملت "یمن"، جریان انصار الله و مجموعه‌ نیروهای مردمی فراهم می‌کندبعید است که ظرف روزهای آینده شیب اتفاقات کند شود و عربستان عقب نشینی کند."منصور هادی" مطرح می‌کرد که جریان انقلابی صرفاَ شیعی است اما جریان امروز موج گسترده‌ی حضور اقشار و جریان‌های سیاسی مختلف را دارد.آنچه که مسلم است نگاه سلطه طلبانه "عربستان" و بمباران با پیشرفته‌ترین بمب‌ها و کشتار فجیع مردم است که سبب شده تا مردم اعم از شیعه و سنی متحد شوند و هر چه طغیانگری عربستان افزایش یابد زمینه یک مقابله جدی فراهم می‌شود.توقع این است که محافل بین‌المللی بر اساس قوانین وضع شده ورود پیدا کرده و ایفای نقش کنند.اتحادیه‌ عربی که صرفاً "ناسیونالیستی" است در نهادهای بین‌المللی هزینه می‌کند.انقلابیون یمنی مطالباتی همچون برکناری حاکم مستبد، مبارزه با فساد و پاکسازی کشور از گروه‌های تروریستی که توسط عربستان و امارات پشتیبانی می‌شدند را داشته‌اند."انصارالله" توانمندی‌هایی دارد که به تجاوزات عربستان پاسخ دهد، اما امروز آنچه که مهم بوده، پاکسازی کشور از گروه‌های تروریستی است و اگر تجاوزات سعودی‌ها ادامه یابد، "انصارالله" پاسخ خواهد داد. اما نکته‌ای که مطرح است این که عربستان سعودی از ذخایر موشک "اسکاد یمن" هراس دارد و بمباران گسترده هواپیماهای کلاس "فانتوم" سعودی‌ها علاوه بر این که زیرساخت‌ها را نابود و زنان و کودکان را آماج قرار داده حمله به ذخایر موشکی "اسکاد" را در دستور کار قرار داده است تا شاهزادگان سعودی بدون نگرانی اقدامات خود را پیگیری کنند.ائتلاف عربی موشک‌های "اسکاد" را هدف قرار داده است. ائتلاف عربی معتقد است که 300 موشک اسکاد برای اهداف عمقی عربستان (از یمن) در نظر گرفته شده است.نشریه جینس (Janes) درباره موشک‌های کلاس "اسکاد" نوشت: کلاس‌های مختلف این موشک با طولی بین 10 تا 12.5 متر، وزن پرتاب 4.5 تا 6.5 تن، سرجنگی تکی، با توانایی حمل کلاهک متعارف یا نامتعارف، هدایت "اینرسی" (هدایتی که پارامترهای شتاب و سرعت مدنظر قرار می‌دهد)، سوخت یک مرحله‌ای و برد 180 تا 550 کیلومتر که ساخت "فدراسیون روسیه" است.  انصارالله می‌تواند به کمک موشک‌های اسکاد جنوب عربستان را هدف قرار دهد. با توجه به این که برد این موشک‌ها تا 550 کیلومتر است می‌تواند نقاط مهمی حتی پایتخت را هدف را قرار دهد. البته انصارالله در گام اول تمرکز بر داخل دارد تا بتواند با تروریست‌ها و "منصور هادی" به عنوان دولت مستبد مبارزه کند و قطعاً پاسخ "ریاض" برای انصارالله محفوظ خواهد بود.رسانه‌های وابسته به سعودی‌ها اخیرا ادعای مضحکی را مطرح کردند که ناوهای مصری، ناوگروه ایرانی (ناوگروه ۳۳ نیروی دریایی ارتش) را مجاب کرده که از "خلیج عدن" بازگردند؛ حال آنکه در زمانی که این ادعا مطرح شده، هیچ‌گاه ناوگروه ایرانی در منطقه مورد ادعای رسانه‌های وابسته به عربستان سعودی حضور نداشته است.  گسیل کامیون‌های حامل زره پوش در مرز "یمن" گویای دخالت سعودی‌ها در این کشور است
به نظر می‌رسد عربستان که شدیدا از شکست در "یمن" واهمه دارد، سعی دارد تا با استفاده از شانتاژ رسانه‌ای و تبلیغات مسموم جمهوری اسلامی ایران را بازیگر تحولات "یمن" نشان دهد، حال آنکه بمباران‌های هوایی و گسیل کامیون‌های حامل زره پوش در مرز "یمن" گویای این است که عربستان در "یمن" دخالت می‌کند و حضور تجهیزات نظامی انبوه سعودی‌ها گویای این نکته است.  علاوه بر این ناوگروه ۳۳ نیروی دریایی ارتش مسیر ماموریتی مشخصی داشته و در این ماموریت گستره عملیاتی‌اش تمایل به سمت "شرق آسیا" داشته و نه "خلیج عدن" که خود دلیل دیگری بر دروغگویی رسانه‌های وابسته به عربستان سعودی است.  اگر یک مرور به گذشته داشته باشیم تقریبا آخرین روزهای دی‌ماه ناوگروه 33 نیروی دریایی ارتش برای اجرای ماموریت خود، عازم آب‌‌های بین‌المللی شد. این ناوگروه، شامل "ناوشکن شهید دریابان نقدی"، "ناو پشتیبانی رزمی بندرعباس" و "زیردریایی طارق"، در شمال "اقیانوس هند"، جنوب "هندوستان"، "سریلانکا"، "تنگه مالاکا" و "دریای جنوب چین" دریانوردی کرد. پس لازم است رسانه‌های وابسته به عربستان سعودی کمی از نقشه جغرافیا بهره ببرند تا اظهارات مضحک و دروغین مطرح نکنند.ناخدایکم "کرمانشاهی" فرمانده ناوگروه سی و سه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نداجا) اظهار داشت: طبق برنامه پیش‌بینی شده غربی ناوگروه سی‌وسوم نداجا که اوایل بهمن ماه سال گذشته ماموریت برون مرزی خود را به مقصد شرق آسیا از اسکله منطقه یکم بندرعباس ترک کرده بود، پس از هفتاد روز دریانوردی هم‌اکنون در راه بازگشت به میهن اسلامی است.در طول ماموریت با هیچ یک از شناورهای کشور مصر برخوردی نداشته و در زمان اعلام ادعای سایت مذکور در بندر کوچین کشور هندوستان حضور داشتندنیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران همواره تلاش داشته تا با دیپلماسی دریایی و حفاظت از آبراهه‌های بین‌المللی نه تنها برای کشور بلکه برای تمام منطقه مفید باشد و نجات کشتی‌های تجاری بین المللی از جمله کشتی چینی نشان از نقش آفرینی مثبت نیروی دریایی راهبردی ارتش دارد و رسانه‌های سعودی هیچ‌گاه نمی‌توانند تراوشات ذهن خود را با شانتاژ خبری دیکته کنند. قطعا "انصارالله" استراتژی خاص خود را دارد و تا زمانی که حملات هوایی بوده اقدام نمی‌شود و پس از انجام حملات هوایی و با شروع عملیات زمینی "یمن" آماده دفاع جانانه خواهد بود و این کشور گورستان متجاوزان خواهد شد. گفتنی است طی چند روز گذشته عربستان سعودی به بهانه حمایت از مردم "یمن " بمباران‌های گسترده‌ای را با هدف نابودی زیر ساخت‌های این کشور و به شکست کشاندن انقلاب مردمی "یمن" آغاز کرده است و ده‌ها نفر را به شهادت رسانده و یا زخمی کرده است.اخیرا دبیرکل حزب الله لبنان با انتقاد شدید از سیاست‌های خصمانه عربستان سعودی و نقش مضر این کشور در منطقه این نکته را یادآور شد که عربستان سعودی در یمن شکست می‌خورد. سیدحسن نصرالله با اشاره به حمله اخیر عربستان سعودی به یمن، ادعای ریاض برای حمایت از دولت و مردم یمن را بی‌اساس خواند و گفت: قطعا ارتش سعودی در عملیاتی که نامش را "طوفان قاطعیت" گذاشته، شکست می‌خورد. ارتش عربستان به طور قطع قویتر از ارتش آمریکا نیست و همه می‌دانند که آمریکا در "عراق" و "افغانستان" شکست خورد و علاوه بر این همه می‌دانند که جنگ هوایی نمی‌تواند به پیروزی ختم شود پس هدف جنگ برضد "یمن" نابودی زیرساخت‌ها و مردم این کشور استاقدام عربستان سعودی در حمله نظامی به یمن نوستالژی جنگ 33 روزه جولای و آگوست 2006 "اسرائیل و حزب الله" را در اذهان زنده می‌کند که با یکدیگر شباهت‌ها و تمایزهایی دارند که در آن جنگ هدف از بین بردن مقاومت خصوصا مقاومت اسلامی لبنان بود و عربستان هم در یمن مسیری شبیه به اسرائیل را طی می‌کند.اگر عربستان و اسرائیل را در یک نگاه بخواهیم مقایسه کنیم از نظر وسعت عربستان بیش از 2 میلیون کیلومتر مربع و سرزمین‌های اشغالی وسعتی معادل 20 هزار کیلومتر مربع و یا کمی بیشتر به لطف غصبیات اسرائیل دارد.از نظر ساست خارجی عربستان و اسرائیل و هم‌پیمان ایالات متحده امریکا و بلوک غرب و ضد محور مقاومت هستند و عربستان با هدایت‌های حاکمان خود هویت اسلامی و ارزشی خود را از دست داده است.نکته‌ای که مطرح است اینکه اسرائیل در جنگ 33 روزه جولای و آگوست 2006 با همان هدفی به لبنان حمله کرد که 9 سال بعد عربستان با همان هدف به یمن حمله کرده با این تفاوت که هدف اسرائیل از بین بردن "حزب الله" و هدف عربستان از بین بردن "انصارالله" و جنبش های مقاومت مردمی و اسلامی است. هر چند که به اذعان رسانه‌های خارجی یمن باتلاقی است که عربستان در آن فرو می‌رود و پاسخ این سوال که آیا عربستان در یمن با مشکل مواجه می‌شود مثبت خواهد بود که از هم اکنون نشانه‌های آن ظهور و بروز یافته است.شباهت دیگری که در جنگ 33 روزه حزب الله و اسرائیل و جنگ عربستان و یمن دیده می‌شود حملات هوایی انبوه 2 متجاوز (اسرائیل و عربستان) بوده که زیرساخت‌های کشورهای هدف مدنظر بوده و هست. شباهت دیگری که در جنگ 33 روزه و جنگ عربستان و یمن وجود دارد این است که هم اسرائیل از دکترین تحمیل خواسته استفاده کرد و هم عربستان از دکترین تحمیل خواسته استفاده می‌کند.در دکترین تحمیل خواسته ارتش کشور متجاوز به پشتیبانی نیروی هوایی خود حملات انبوهی را برای هموار کردن مسیر پیشروی نیروهای سطحی انجام می‌دهد اما همان طور که حزب الله در جنگ 33 روزه این دکترین را با روش‌های نامتقارن و موشک‌های ضد زره هدایت شونده (Antitank Guided Missile) با شکست مواجه کردانتظار می‌رود این دکترین در یمن هم توسط ارتش، نیروهای مردمی و "انصارالله" با شکست مواجه شود و این احتمال بسیار قوی است؛ زیرا نیروی زمینی ارتش عربستان تجربه جنگ‌های طولانی و سخت را در فضای نامتقارن نداشته و این موضوع ضریب شکست نیروی زمینی این کشور را افزایش می‌دهد.مطلبی که قابل طرح است اینکه عربستان و اسرائیل هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند و هر 2 در جهت کمرنگ ساختن نقش محور مقاومت در منطقه تلاش می‌کنند و همانطور که اسرائیل در جنگ 33 روزه با شکست تاسف باری مواجه شد؛ عربستان هم متقبل شکست خواهد شد و مطلبی که وجود دارد اینکه عربستان هویت خود را از دست داده است.پس از پیروزی "انصار‌الله" در یمن و حضور مردم نهاد این جنبش در این کشور، برخی کشور‌های منطقه از جمله عربستان که شکست خود را کاملاً محسوس دریافت کرده بودند به دنبال اقدام نظامی غیر قانونی ضد ملت "یمن" شدند که در این مسیر بمباران زیرساختها، خانه‌های مسکونی و مردم بی دفاع نمونه‌ای از این اقدامات است.عربستان سعودی که از گذشته هم نقش مضری در تحولات "یمن" داشته تلاش می‌کند تا پیروزی "انصارالله"را کمرنگ جلوه دهد که در این مسیرحتی اگر لازم باشد به تجاوزات هوایی و استفاده از جنگنده‌های 16F خود هم دست می‌زند."ملک سلمان" به دنبال این است تا با ایجاد ویرانی‌های انبوه در "یمن" همان مسیری را که در "سوریه" و "عراق" "ملک عبدالله" طی کرد ،ادامه دهد که شاهد عینی آن حملات اخیر به زیرساختها و مردم مظلوم یمن بوده و ده‌ها نفر به شهادت رسیدند و یقیناَ خسارت ساختاری هم به بار آورده است.عربستان با اقدام نظامی؛ استقلال، امنیت ملی، عزت و دموکراسی را در "یمن" نشانه رفته و در این مسیر از منطق قدرت استفاده می‌کند و نه قدرت منطق.اگر به بازخوردهای منطقه‌ای و جهانی اقدام سعودی‌ها نگاه کنیم می‌بینیم که "آمریکا" ، "فرانسه" و "ترکیه" و برخی کشورهای منطقه اعم  از (عربی و غیرعربی) از اقدام نظامی عربستان حمایت و طبق اعلام رسانه‌ها، آمریکا جنگنده‌های سوخت رسان برای یاری رساندن لجستیکی سعودی‌ها به کمک این کشور می‌فرستد.یقیناً هر کشوری که در این مسیر نقش همفرساز دارد ایفای نقش می‌کند و ایالات متحده آمریکا به منظور مقابله با به قدرت رسیدن "انصارالله" اقدام می‌کند. سوالی که مطرح می‌شود اینکه تفاوت دموکراسی از نظر آمریکا در "بحرین" و "یمن" با "سوریه" و" عراق" چیست؟همانطور که بعضاً مطرح می‌شود یکی از مسئولین ارشد ویرانی‌های غرب آسیا عربستان سعودی و خصوصاً پادشاهی این کشور است که منافع خود را در جنگ می‌بیند که "صنعا" و "تعز" و سایر شهرهای یمن را بمباران می‌کند کشورهای غربی و برخی کشورهای منطقه از به قدرت رسیدن "انصارالله" به عنوان یک جنبش ضد استکباری و مردمی شدیداً در هراسند و نگران بسط و گسترش محور مقاومت بوده و تلاش‌های مجدانه‌ای برای ضربه زدن به انقلاب مردمی یمن آغاز کرده‌اند که اخیراً "منصور هادی" هم در این مسیر با اظهارنظر درباره حضور نیروهای "سپر جزیره" در "یمن" نقش داشته است.امروز یمن تمام رژیم شاهنشاهی عربستان را به لرزه انداخته است و این کشور بحرین، عراق و یا سودان نیست و خدا مزد پیروزی را می‌دهد پیروزی ملت یمن از درخشان‌ترین پیروزی‌های آزادی‌خواهان در دهه‌های اخیر است و خلوص پیروزی و نوع مردمی بودن آن را از فرار کشورهای شیطان صفت و تعطیلی سفارت‌خانه‌هایشان می‌توان فهمیدمطلبی که عربستان نمی‌داند این است که "یمن"، "بحرین" نیست که در مارس 2011 با لشکر کشی زرهی بتوان نقش مضر در آن ایفا کرد و قطعاً ملت یمن همان طور که مسئولان ارشد آن اعلام داشته‌اند، اقدامات عربستان را بی پاسخ نخواهند گذاشت.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1396/05/21 12:01 ق.ظ
Truly when someone doesn't know after that its up to other viewers
that they will assist, so here it occurs.
1396/05/17 09:50 ق.ظ
Have you ever considered publishing an e-book or guest authoring on other blogs?
I have a blog based upon on the same ideas you discuss and would love to have you share some stories/information. I know my subscribers
would appreciate your work. If you are even remotely interested, feel free to
shoot me an e-mail.
1396/05/9 08:28 ب.ظ
These are genuinely impressive ideas in regarding blogging.
You have touched some good things here. Any way keep up wrinting.
1396/04/19 06:38 ب.ظ
Hello to every body, it's my first pay a quick
visit of this webpage; this website includes awesome and in fact excellent information in support
of visitors.
1396/04/5 04:26 ق.ظ
This is the right site for everyone who wants to understand
this topic. You understand so much its almost tough to argue with you (not
that I really will need to?HaHa). You definitely put a
brand new spin on a topic which has been discussed for many years.

Wonderful stuff, just great!
1396/02/21 05:33 ب.ظ
Hello to all, how is everything, I think every one is getting more from this web site, and your views are pleasant designed for new users.
1396/02/2 08:57 ب.ظ
I think the admin of this website is in fact working hard in favor
of his website, because here every information is quality based information.
1396/01/23 06:35 ق.ظ
I'm truly enjoying the design and layout of your blog.
It's a very easy on the eyes which makes it much more pleasant
for me to come here and visit more often. Did you hire out a designer to create your theme?

Excellent work!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : fardaad
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی